پرزیدنت زورکی رفته است مشهد که کمی از شنیدن صدای الله اکبر آسوده شود و به
تقسیم غنائم بپردازد. لشکریانش همه منتظرند که سهمشان بدهد. بعضی ها که از قبل سهمشان پرداخت شده است تا هم پیمان شوند. بعضی ها هم دلشان لک زده است که وزیر شوند و بعضی ها هم میدانند باید بروند ولی ته ته دلشان نمی خواهند مقامشان از دست برود.
اسامی برنده ها یکی یکی اعلام میشود.
2 میلیون نفر در تهران دارند فریاد می زنند که این دولت نمیخواهند و برای آن 10 هزار نفر جایگاه نشسته ای که دورشان حصار کشیده بودند و دستمزدشان از قبل گرفته اند آدمهایشان معرفی می کنند.
اختراع جدیدی هم در مشهد به ثبت رسیده :
دستیار ارشد! خب نمیشود که دوتا رییس جمهور داشته باشیم و هاشمی ثمره هم که کوتاه بیا نیست چرا که سهم زیادی در فرماندهی لشکر داشته است و رفاقتش هم که جای خود دارد. پس باید یک اختراع جدید با حقوق خیلی مکفی به ثبت برسد که دلش بدست آورده شود.
معاون اول : مشاعی این هم از اهم رجال دولت است که ابزاری است برای برای دهن کجی به
مجلس و علما . البته فامیلی که جای خود دارد ولی آن چه که مهم است دهن کجی است مگر می شود کینه خفته در قلبهای مهر خورده خود را نشان ندهد؟؟ اما نه ! فقط این نیست.
سرگرمی خوبی است برای مضحکه کردن مجلس و مردم و سرکارگذاشتن همه . مگر از پرزیدنتهای قلابی بعید است که همه چیزشان قلابی باشد؟؟ شاید هم کمی با آن هاله نوری که بوسیله علما ترکانده شد ارتباط دارد !
می رسد به
مهرداد بذر پاش.. غوره ای که انگور نشده مویز شد و این هم از معجزات این دولت در چهار سال گذاشته بود که جوانگرایی کرد تا بعضی ها ذاتشان را زودتر از موعد نشان دهند!هنوز فارغ التحصیل نشده به مدد همشهری بودن و روابط دیگر میشود نور چشمی دولت و یک شبه میلیونر ! البته میلیونر بودنش از این پیداست که پول چاپ روزنامه ای تمام رنگی،از جیب دولت به نام خودش پرداخت کرده است ! شده است معاون رییس جمهور در امور جوانان!البته تعدادی از جوانان چماق به دست خودشان . وگرنه آدم برود بمیرد بهتر است که امورش دست یکی مثل بذرپاش باشد ! اما
این یکی اعتراض دارد. سهمش از غنائم کم است و این همه فداکاری کرده که اقلا وزیر شود آن هم نه وزیر یه جای الکی ، وزیر جایی که میشد سرمایه از دست رفته اش برگرداند ولی راستی کسی که مثل اغلب ماها تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و یک شهرستانی است با خانواده معمولی آن همه مقام و موقعیت از کجا آورده است؟ چه چیز را باید فروخت که در ازایش آن همه گرفت؟ حالا این آقا عصبانی است و حکم مرادش را نمی پذیرد و هنوز هیچی نشده اعتراض می کند پسر کوچک احساساتی محمود!
بقیه هم منتظرند . آنان که در مجلس هیاهو می کردند و خودشان را برای کشتن و زندانی کردن یک تعداد معترض آماده کرده بودند حالا منتظرند که وزیر شوند. نمیشود که آدم انسانیتش را مفت و مجانی دو دستی به کسی مثل محمود تقدیم کند .
اما سوال اصلی این است با مشروعیت نداشته تان چه می کنید؟
گیرم که صدا و سیما همه چیز را برعکس نشان دهد
گیرم که
فارس و کیهان دستگاه شمارششان خوب کار نکند و 2 میلیون را 5000 و بعضی ها 700 نفر ببینند. ولی همین که دیدند هم کلی جای تعجب دارد!
راستی
دست صدا و سیما هم درد نکند که هر روز خودش بیش از روز قبل رسوا می کند . تیپایی که خوردند از اخراج شدن از مجمع جهانی رادیو و تلوزیون کمشان بود انگار. خاک بر سر رسانه ای که آنقدر دروغ بگوید و خودش را کوچک بکند که جایی راهش ندهند! ولی طبق سرشماری 20.30 و آقای نجف زاده و همکاران همه اخبار را نگاه می کنند که دروغ های صدا و سیما را رصد کنند .
و در آخر هم دو کلام بشنویم از ننه عروس البته
بابای داماد !
گیرم که همه تنفنگهای دنیا به شما بدهند و همه زندانهای دنیا و سختترین بازجوکننده ها و بی رحم ترین شکنجه گرها را داشته باشید با اینها چه میتوانید بکنید؟ قبلیها هم داشتند چه توانستند بکنند؟
اصلا واقعیتی که میدانید خودش به تنهایی برای ابد شما را آزار خواهد داد چرا که دروغگو به خودش بیش از همه آسیب می زند.. روزی کتاب خاطرات خیلی ها منتشر خوهد شد..